خون بیش از این به قلب من ای بی حیا مکن
خون بیش از این به قلب من ای بی حیا مکن
او دست و پا زند، تو سِنان دست و پا مکن
زخم گلوش وا شده، لب آمده به هم
حالا به زور نیزه، دهانش تو وا مکن
از بس که نیزه رفته فرو بر تن حسین
رحمی دگر به پیکر او، نیزه جا مکن
از ضعف و تشنگی بدنش غلت میخورد
تو لااقل عزیز مرا جابجا مکن
زانو گذاشت در ...
او دست و پا زند، تو سِنان دست و پا مکن
زخم گلوش وا شده، لب آمده به هم
حالا به زور نیزه، دهانش تو وا مکن
از بس که نیزه رفته فرو بر تن حسین
رحمی دگر به پیکر او، نیزه جا مکن
از ضعف و تشنگی بدنش غلت میخورد
تو لااقل عزیز مرا جابجا مکن
زانو گذاشت در ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
مادر بیا به گودال زخمی دهان حسین است
شعر بعدی
بغلم کن که دل مضطر من آشوب است
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان