دانلود برنامه بحارالاشعار

خورشید به در آمده برخیز حسین جان

شعر مداحی نوحه اربعین حسینی (ع) - خورشید به در آمده برخیز حسین جان - زبان حال حضرت زینب با امام حسین

خورشید به در آمده برخیز حسین جان
زینب ز سفر آمده برخیز حسین جان
--

این خواهر غمدیده پس از شامِ غریبان
با حضرت سجاد و به همراه یتیمان
رفته ست اسیری و وفا کرده به پیمان
با جسمِ کبود و دلِ غمگین و پریشان
با خونِ جگر آمده برخیز حسین جان

شمس و قمر و اختر اگر دیده به نیزه
دیده است که ظلمت همه را چیده به نیزه
دیده ست سرت را که درخشیده به نیزه
افکنده نظر با دلِ غمدیده به نیزه
تا اینکه سحر آمده برخیز حسین جان

زینب که پرستاری سجادِ تو کرده
ویرانۀ غم را همه آبادِ تو کرده
گوشِ همه را تشنۀ فریادِ تو کرده
در هر نظر و هر گذری یادِ تو کرده
اشکش ز بَصَر آمده برخیز حسین جان

بارِ غمِ هجرانِ تو بر دوش کشیده
جانش به لب از غصه و اندوه رسیده
جانکاه چو « دروازۀ ساعات» ندیده
از طعنه و از زخمِ زبانها که شنیده
با دیدۀ تر آمده برخیز حسین جان

دشمن که به نیزه سرِ تو بُرده به هرجا
با دستِ خودش منبر تو بُرده به هرجا
بوی گلِ نیلوفرِ تو بُرده به هرجا
پیغامِ تو را خواهرِ تو بُرده به هرجا
با صبر، ظفر آمده برخیز حسین جان

در شام ز بس اشکِ غم افشانده رقیه
ارکانِ ستم را همه لرزانده رقیه
هی آه کشیده ست و تو را خوانده رقیه
در گوشۀ ویرانه به جا مانده رقیه
زان طفل خبر آمده برخیز حسین جان

محزون اصطهباناتی

347
شعر بعدی