خار و خاشاک میان چمنت افتاده
خار و خاشاک میان چمنت افتاده
از نفس مادر تو در محنَت افتاده
لب تو همچو عقیق است جوان لیلا
حال بر خاک عقیق یمنت افتاده
تا فتادی به زمین با بدن مختصرت
فکر کردم که ز تو پیرُهنت افتاده
بس که سر نیزه و خنجر به تنت رفته فرو
ای جگر گوشه به هر گوشه تنت افتاده
همه اعضاء تو مثل سرِ انگشت شده
...
از نفس مادر تو در محنَت افتاده
لب تو همچو عقیق است جوان لیلا
حال بر خاک عقیق یمنت افتاده
تا فتادی به زمین با بدن مختصرت
فکر کردم که ز تو پیرُهنت افتاده
بس که سر نیزه و خنجر به تنت رفته فرو
ای جگر گوشه به هر گوشه تنت افتاده
همه اعضاء تو مثل سرِ انگشت شده
...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
نور چشمم به روی چشم بزرگت کردم
شعر بعدی
برخیز علی جان پدر پیر تو تنهاست
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان