جگر علقمه وقت گذرش تیر کشید
جگر علقمه وقت گذرش تیر کشید
قلب خورشید ز داغ قمرش تیر کشید
تیغ تا اینکه به دستان علمدار رسید
پسر ام بنین، بال و پرش تیر کشید
با سر زانو و با گردنِ مرکب، بی دست
با چه وضعیتی از چشم ترش تیر کشید
متحیر شدنِ باب حوائج یعنی...
آب تا ریخت تمام جگرش تیر کشید
تا عمود آمد و ماه رخ او منشق شد
...
قلب خورشید ز داغ قمرش تیر کشید
تیغ تا اینکه به دستان علمدار رسید
پسر ام بنین، بال و پرش تیر کشید
با سر زانو و با گردنِ مرکب، بی دست
با چه وضعیتی از چشم ترش تیر کشید
متحیر شدنِ باب حوائج یعنی...
آب تا ریخت تمام جگرش تیر کشید
تا عمود آمد و ماه رخ او منشق شد
...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
زانو زده دوعالم در محضر اباالفضل
شعر بعدی
یابن الحسن عموی تو را بی هوا زدند
فهرست
اشعار
روضه حضرت عباس (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان