تیغ چرخیده میان بدنت یا نیزه
تیغ چرخیده میان بدنت یا نیزه
برده یک لشکری اعضای تو را با نیزه
هیچ کس هیچ به حال دل من رحم نکرد
ریخته بس که روی جسم تو یک جا نیزه
پشت هر لخته ی خون حرف نگفته داری
آه نگذاشت بگویی تو به بابا، نیزه
دست و پا می زنی انگار زمین می لرزد
چقدر با تو تکان می خورد اینجا نیزه
جگرت دیدم و یاد حسنم افتادم
زخم سر...
برده یک لشکری اعضای تو را با نیزه
هیچ کس هیچ به حال دل من رحم نکرد
ریخته بس که روی جسم تو یک جا نیزه
پشت هر لخته ی خون حرف نگفته داری
آه نگذاشت بگویی تو به بابا، نیزه
دست و پا می زنی انگار زمین می لرزد
چقدر با تو تکان می خورد اینجا نیزه
جگرت دیدم و یاد حسنم افتادم
زخم سر...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
مهر تو بجز سینه ما جا شدنی نیست
شعر بعدی
ای نفَس و نفس پیمبر علی
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان