تا که دست ساقی عطشان شد از پیکر جدا
تا که دست ساقی عطشان شد از پیکر جدا
مَشک را از دست و دندان کرد یک لشکر جدا
در میان تیر و نیزه، عشق را معنا نمود
پیش چشم لشکر اعدا ، علی اکبر جدا
نیست مَردی تا شود چیره بر او در کارزار
تا شغالان می کنند این شیر، از مادر جدا
حرمله می خواست تا آتش زند قلب حسین
بی مروّت کرد، از دست پدر ، اصغر جدا
گش...
مَشک را از دست و دندان کرد یک لشکر جدا
در میان تیر و نیزه، عشق را معنا نمود
پیش چشم لشکر اعدا ، علی اکبر جدا
نیست مَردی تا شود چیره بر او در کارزار
تا شغالان می کنند این شیر، از مادر جدا
حرمله می خواست تا آتش زند قلب حسین
بی مروّت کرد، از دست پدر ، اصغر جدا
گش...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
پرتوی شد جلوه گر در دیر راهب
شعر بعدی
از چه در خاک و خون تپیده تنت
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان