تا بیازارد مرا باد خزان ول کن نبود
تا بیازارد مرا،باد خزان ول کن نبود
قاتلت بر سینه ات وقت اذان ول کن نبود
پیرمردی دستِ خالی بینِ گودال آمد و
هی لگد زد بر تن تو بی امان،ول کن نبود
مادرت از بس خودش را گوشه ی گودال زد
شمر پاشد از تنت،اما سنان ول کن نبود
پیکرت غارت شد و رفتند از دورت ولی
دیده بود انگشترت را ساربان، ول کن ...
قاتلت بر سینه ات وقت اذان ول کن نبود
پیرمردی دستِ خالی بینِ گودال آمد و
هی لگد زد بر تن تو بی امان،ول کن نبود
مادرت از بس خودش را گوشه ی گودال زد
شمر پاشد از تنت،اما سنان ول کن نبود
پیکرت غارت شد و رفتند از دورت ولی
دیده بود انگشترت را ساربان، ول کن ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
مسیر نور در اوج رهایی
شعر بعدی
می رود از مکه تا در کربلا مأوا کند
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان