تاریکه این ویرونم و
سبک شعر
تاریکه این، ویرونَم و
با غُصّه من هم خونَم و
حالا مثه مادرتم
کبوده رویِ گونَم و
گفتم برگرد که خستَما
دل به نگاهت بستَما
یه ماهه رفتی می بینی
پیر شدم و شکستما
بذار بگم چقد تنهام، بابا
چه جور می لرزه دست و پام، بابا
جوابمو بده جونِ عمه
دیگه نمی بینه چشمام، بابا
کاشکی که من بودم، حداقل به جات
بابای...
با غُصّه من هم خونَم و
حالا مثه مادرتم
کبوده رویِ گونَم و
گفتم برگرد که خستَما
دل به نگاهت بستَما
یه ماهه رفتی می بینی
پیر شدم و شکستما
بذار بگم چقد تنهام، بابا
چه جور می لرزه دست و پام، بابا
جوابمو بده جونِ عمه
دیگه نمی بینه چشمام، بابا
کاشکی که من بودم، حداقل به جات
بابای...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
میترسم از شب خرابه سرده
شعر بعدی
ای راس پر از خون چه رنجی کشیدم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان