بین گودال دست و پا می زد
بین گودال دست و پا می زد
زخم بر قلب مصطفی می زد
زینب از روی تل و فاطمه هم
به سر از شدت بلا می زد
دور تا دور قتلگاه چقدر
سنگ در دست، بی هوا می زد
با سنان و کمان و نیزه و تیر
هر کس آمد جدا جدا می زد
یک نفر از خودش نمی پرسید
به تن زخمی اش چرا می زد
تکیه بر نیزه ی غریبی داد
رو به یاران کربلا می زد
تشنه ...
زخم بر قلب مصطفی می زد
زینب از روی تل و فاطمه هم
به سر از شدت بلا می زد
دور تا دور قتلگاه چقدر
سنگ در دست، بی هوا می زد
با سنان و کمان و نیزه و تیر
هر کس آمد جدا جدا می زد
یک نفر از خودش نمی پرسید
به تن زخمی اش چرا می زد
تکیه بر نیزه ی غریبی داد
رو به یاران کربلا می زد
تشنه ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
تشنه بود و سرش جدا کردند
شعر بعدی
سلام بر بدن پاره پاره ات ارباب
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان