بیتابم و بیقرارم افتاده آتش به جانم
بیتابم و بیقرارم، افتاده آتش به جانم
لب تشنه جان میسپارد امشب امام ِ جوانم
خشک است لبهای سردش، از شدّت زهرِ کاری
دیگر تکلّم ندارد... لکنت گفته زبانم
زخم و جراحاتِ بسیار، سوزانده عمقِ جگر را
خون میچکید از دهانش، از آه پُر شد دهانم
با پایکوبي کنیزان، یکریز کل میکشیدند
شد هلهله دورِ حجره،...
لب تشنه جان میسپارد امشب امام ِ جوانم
خشک است لبهای سردش، از شدّت زهرِ کاری
دیگر تکلّم ندارد... لکنت گفته زبانم
زخم و جراحاتِ بسیار، سوزانده عمقِ جگر را
خون میچکید از دهانش، از آه پُر شد دهانم
با پایکوبي کنیزان، یکریز کل میکشیدند
شد هلهله دورِ حجره،...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر بعدی
تو خود مبارکی و رزق بی حساب جواد
فهرست
اشعار
روضه امام جواد (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان