به صبح واقعه در خیل دوست دارانش
به صبح واقعه در خیل دوست دارانش
به ظهر حادثه در جمع بی قرارانش
غروب بر سر نی باز بین یارانش
به ذکر و زمزمه چاووش سربدارانش
امیر لشکر انبوهِ نی سوارانش
چه باک اگر سر نی زلف او رها مانده است
چه باک اگر که سر از پیکرش جدا مانده است
قرار بود خدا مانَد و خدا مانده است
سری به شیوه رها از تنی که جا ما...
به ظهر حادثه در جمع بی قرارانش
غروب بر سر نی باز بین یارانش
به ذکر و زمزمه چاووش سربدارانش
امیر لشکر انبوهِ نی سوارانش
چه باک اگر سر نی زلف او رها مانده است
چه باک اگر که سر از پیکرش جدا مانده است
قرار بود خدا مانَد و خدا مانده است
سری به شیوه رها از تنی که جا ما...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
سه آینه ای که عشق مادرزاد است
شعر بعدی
دلی به سینه طپیدو دوباره شیداشد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان