به درت نشسته گدای تو شود هر نفسی بفدای تو
به درت نشسته گدای تو شود هر نفسی بفدای تو
بگرفته کنج حرم مکان بگرفته بند قبای تو
به صفای نجف دل و دین دهم به هوای کوی تو می پرم
چو خریده ام به دو عالمی به نگاهی از تو بلای تو
به کنار حرم بشنیده ام ز لب تو جواب سلام من
چه عنایتی چه سعادتی چه حکایتی ز نوای تو
به درون پر ز خروش من به زبان و حال خموش...
بگرفته کنج حرم مکان بگرفته بند قبای تو
به صفای نجف دل و دین دهم به هوای کوی تو می پرم
چو خریده ام به دو عالمی به نگاهی از تو بلای تو
به کنار حرم بشنیده ام ز لب تو جواب سلام من
چه عنایتی چه سعادتی چه حکایتی ز نوای تو
به درون پر ز خروش من به زبان و حال خموش...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
خورشید گلی در گذر باغ علی بود
شعر بعدی
در ملک او ملائکه ها را ملیکه هست
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان