بهار عاطفه ره سوی گلشنش دارد
بهار عاطفه ره سوی گلشنش دارد
چهار دسته ی گل روی دامنش دارد
چنان به دامن محراب بندگی تابد
که جبرئیل به دل شوق دیدنش دارد
به غیر او که عطا می کند به مسکینی
شب زفاف لباسی که بر تنش دارد
شدم هوایی شهری که مهبط وحی است
شمیم فاطمه را کوی و برزنش دارد
ز هرم ناله ی او سوخت هستی دشمن
که راه ...
چهار دسته ی گل روی دامنش دارد
چنان به دامن محراب بندگی تابد
که جبرئیل به دل شوق دیدنش دارد
به غیر او که عطا می کند به مسکینی
شب زفاف لباسی که بر تنش دارد
شدم هوایی شهری که مهبط وحی است
شمیم فاطمه را کوی و برزنش دارد
ز هرم ناله ی او سوخت هستی دشمن
که راه ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بهشت انس ما از گلشن جنت نمی ماند
شعر بعدی
ای امید مردم خونگرم ایران فاطمه
فهرست
اشعار
مدح حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان