بهار بندگی ام را خودم خزان کردم
بهار بندگی ام را خودم خزان کردم
گناه کردم و از کرده ام زیان کردم
چقدر دل، سرِ آمال خویش آزردم
چه کارها که برای دو لقمه نان کردم
رضای صاحب خود را نکرده ام منظور
نگاه بر سخن و حرف این و آن کردم
به جای خیر فقط دردسر شدم عمری
همیشه خون به دل صاحب الزمان کردم
مرا گرفت به آغوش و زیر و رویم کرد
همین که...
گناه کردم و از کرده ام زیان کردم
چقدر دل، سرِ آمال خویش آزردم
چه کارها که برای دو لقمه نان کردم
رضای صاحب خود را نکرده ام منظور
نگاه بر سخن و حرف این و آن کردم
به جای خیر فقط دردسر شدم عمری
همیشه خون به دل صاحب الزمان کردم
مرا گرفت به آغوش و زیر و رویم کرد
همین که...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای نسیم حق بازآ یک نفس بده ما را
شعر بعدی
دلِ شکسته بداند قرار یعنی چه
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان