بنده نفسم شدم سوز و نوایم رفت
بنده ی نفسم شدم، سوز و نوایم رفت… رفت
از نفس افتادم و حال دعایم رفت… رفت
غفلتم توفیق توبه کردنم را برده است
از قنوتم رَبَّنٰا إغْفِرْ لَنٰایم رفت… رفت
بار من را آتش ناشکری ام سوزانده است
از کفم سرمایه ی روز جزایم رفت… رفت
عبد رسوایم… فقط دردسر مولا شدم
آبرویم پیش او وقتی حیایم رفت، رفت
در سحرها ...
از نفس افتادم و حال دعایم رفت… رفت
غفلتم توفیق توبه کردنم را برده است
از قنوتم رَبَّنٰا إغْفِرْ لَنٰایم رفت… رفت
بار من را آتش ناشکری ام سوزانده است
از کفم سرمایه ی روز جزایم رفت… رفت
عبد رسوایم… فقط دردسر مولا شدم
آبرویم پیش او وقتی حیایم رفت، رفت
در سحرها ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دادند براتم که گدایی بکنم
شعر بعدی
باز دعوت شدم و آمده ام مهمانی
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان