بغض ها را شانه تو شوق باران کرده است
بغض ها را شانه ی تو شوق باران کرده است
راه آغوش علی را عشق آسان کرده است
ناله ی یک پیر زن از فقر در شهر علی
صاحب تیغ دو دم را سخت نالان کرده است
تاج و تخت و بروج و بارویی نداری این دلیل
مرگ را در کام خشک تو چه آسان کرده است
هر که بر منبر علی را لعن کرده خود بدید
جای زندان بر مضیف عشق مهمان کرده ...
راه آغوش علی را عشق آسان کرده است
ناله ی یک پیر زن از فقر در شهر علی
صاحب تیغ دو دم را سخت نالان کرده است
تاج و تخت و بروج و بارویی نداری این دلیل
مرگ را در کام خشک تو چه آسان کرده است
هر که بر منبر علی را لعن کرده خود بدید
جای زندان بر مضیف عشق مهمان کرده ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
درگیرِ فتنه ها شد و مضطر سکوت کرد
شعر بعدی
وقتی خبر رسید که مسجد سری شکست
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان