بدجوری زدنش بی حس شد بدنش
سبک شعر
بدجوری زدنش، بی حس شد بدنش
توی خرابه آخر کار، چادر عمه شد کفنش
سر رو خاکا میذاشت، طفلکی
چشماشم سو نداشت، طفلکی
پای پر آبله ش، خسته بود
دستاش توی طناب، بسته بود
......
بازوشو که نگو، پهلوشو که نگو
شبا همینکه ماهو میدید، گریه میکرد به یاد عمو
تا چشماش رفت رو هم، زجر اومد
سیلی ضرب لگد، حرف بد
موهای ...
توی خرابه آخر کار، چادر عمه شد کفنش
سر رو خاکا میذاشت، طفلکی
چشماشم سو نداشت، طفلکی
پای پر آبله ش، خسته بود
دستاش توی طناب، بسته بود
......
بازوشو که نگو، پهلوشو که نگو
شبا همینکه ماهو میدید، گریه میکرد به یاد عمو
تا چشماش رفت رو هم، زجر اومد
سیلی ضرب لگد، حرف بد
موهای ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر بعدی
آوردنم توو این دیار غربت
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان