با هر مقام و منصبی در چاه افتاد
با هر مقام و منصبی در چاه افتاد
هر کس که پیش پات با اکراه افتاد
شب غرق تاریکی شد از آن لحظهای که
دستش ز دامانِ رُخت کوتاه افتاد
تا گنبدِ نورت شبانه روز تابید
خورشید شرمنده ز چشم ماه افتاد
یک بی بضاعت خواست "حاجی" نام گیرد
ناگاه سمت شهر مشهد راه افتاد
حرفِ زیارتنامهخواندن بود در...
هر کس که پیش پات با اکراه افتاد
شب غرق تاریکی شد از آن لحظهای که
دستش ز دامانِ رُخت کوتاه افتاد
تا گنبدِ نورت شبانه روز تابید
خورشید شرمنده ز چشم ماه افتاد
یک بی بضاعت خواست "حاجی" نام گیرد
ناگاه سمت شهر مشهد راه افتاد
حرفِ زیارتنامهخواندن بود در...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
روزی فراوان گدایان قدیمت
شعر بعدی
این حرم با سنگ هایش دیدنی تر میشود
فهرست
اشعار
مدح امام رضا (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان