با سری که خصم تو برد آمدم
با سری که خصم تو بُرد!آمدم
آینه رفتم ولی خُرد آمدم
خیز از جا یا اخا با روضه ی:
«یاس در ویرانه پژمرد» آمدم...
پیش چشمم صحنه ها تار است،آه
پیش داغت هر غمی هیچ است، وای
واقعا در بین خاک ای جان من:
جسم پاکت بوریا پیچ است؟وای
آمدم با کهنه پیراهن حسین
تا که آن بر خاک تو بیرق کنم
بین من با تو جدایی کافی ...
آینه رفتم ولی خُرد آمدم
خیز از جا یا اخا با روضه ی:
«یاس در ویرانه پژمرد» آمدم...
پیش چشمم صحنه ها تار است،آه
پیش داغت هر غمی هیچ است، وای
واقعا در بین خاک ای جان من:
جسم پاکت بوریا پیچ است؟وای
آمدم با کهنه پیراهن حسین
تا که آن بر خاک تو بیرق کنم
بین من با تو جدایی کافی ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای خفته زیر خاک چه خاکی به سر کنم
شعر بعدی
صبح روز اربعین تا چشم بگشاید سحر
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان