با اذن حیدر باز کردم دفترم را
با اذن حیدر ؛ باز کردم دفترم را
بنویسم احوال وخیم مادرم را
فقد النبی ؛ ظلم الوصی بیچاره اش کرد
حق خواهی اش در کوچه ها آواره اش کرد
بعد از نبی یک روز خوش را هم ندیده
رنگ از رخ زهرای مرضیه پریده
در بسترش بود و نشان مرگ ؛ مشهود
اما دعا گوی همین همسایه ها بود
همسایه هایی که ز حیدر کینه ...
بنویسم احوال وخیم مادرم را
فقد النبی ؛ ظلم الوصی بیچاره اش کرد
حق خواهی اش در کوچه ها آواره اش کرد
بعد از نبی یک روز خوش را هم ندیده
رنگ از رخ زهرای مرضیه پریده
در بسترش بود و نشان مرگ ؛ مشهود
اما دعا گوی همین همسایه ها بود
همسایه هایی که ز حیدر کینه ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
درد داری دست بر بازو بگیر اما بمان
شعر بعدی
وقت غسلت به لبم آمده جانم زهرا
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان