باید دخیل بر پرِ مهتاب بست و بس
باید دخیل بر پرِ مهتاب بست و بس
باید کنار سفره ی باران نشست و بس
آدم اگر بهشت طلب کرد کافی است
باشد برای فاطمه بی پا و دست و بس
وقتی که روبروی شما صحن آینه ست
باید تمام آینه ها را شکست و بس
آنقدر پشت بام حرم دیدنی ست که
صیّادها شدند کبوترپرست و بس
نوکر شدم زِ رحمت قالوا بلای تو
هستم دخیل چادرتان...
باید کنار سفره ی باران نشست و بس
آدم اگر بهشت طلب کرد کافی است
باشد برای فاطمه بی پا و دست و بس
وقتی که روبروی شما صحن آینه ست
باید تمام آینه ها را شکست و بس
آنقدر پشت بام حرم دیدنی ست که
صیّادها شدند کبوترپرست و بس
نوکر شدم زِ رحمت قالوا بلای تو
هستم دخیل چادرتان...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بین حرم تو و برادر جانت
شعر بعدی
عُمری غُبارِ حضرتِ معصومهایم ما
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان