باور نمی کنم سر نیزه سرت بود
باور نمی کنم سر نیزه سرت بود
این تکه پاره ها به زمین پیکرت بود
باید کفن به وسعت صحرا کنم تو را
هر جا نظر کنم بدن اطهرت بود
باور نمی کنم که تو باشی برادرم
تنها میان دشمن دون خواهرت بود
حالا که روی نیزه شدی پس نگاه کن
باران خنجراست که بر حنجرت بود
باور نمیکنم که به انگشت ساربان
ای جان من فدای ...
این تکه پاره ها به زمین پیکرت بود
باید کفن به وسعت صحرا کنم تو را
هر جا نظر کنم بدن اطهرت بود
باور نمی کنم که تو باشی برادرم
تنها میان دشمن دون خواهرت بود
حالا که روی نیزه شدی پس نگاه کن
باران خنجراست که بر حنجرت بود
باور نمیکنم که به انگشت ساربان
ای جان من فدای ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
این نیزها که روی تنت قد کشیده اند
شعر بعدی
رهم پیرهن که ماند برایم بدن نداشت
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان