دانلود برنامه بحارالاشعار

بابایی جون بابایی امون از این جدایی

شعر مداحی زمینه حضرت رقیه (س) - بابایی جون بابایی امون از این جدایی - شعر مداحی محرم 1401

بابایی جون بابایی
امون از این جدایی
میون سلسه ام من
تو روی نیزه هایی
زمین خوردنامو می بینی
اشک تو چشامو می بینی
حال عمه هامو می بینی می بینی

بسکه زدن پر از ورم شدم بابایی
درد سر اهل حرم شدم بابایی

رفتی و زمین گیرم من
بعد تو دیگه پیرم من
واسه قافله این روزا
خیلی دست و پا گیرم من

.....

با یه لباس پاره
همه زدن اشاره
همه میگن یتیمه
دیگه بابا نداره

قلب غصه دارم می سوزه
گوش پاره پاره ام می سوزه
جای گوشواره ام می سوزه می سوزه

بسکه زدن، شکسته پهلوم مثه زهرا
خسته شدم، دیگه از این سیلی و صحرا

از زمونه دل گیرم من
از نفس زدن سیرم من
واسه قافله این روزا
خیلی دست و پا گیرم من

......

حال دلم خرابه
جیگر من کباب
شامیا گفتن اینو
بزنیدش ثوابه

غصه هامو دیدن، خندیدن
پای نیزه ی تو، رقصیدن
موی دخترارو، کشیدن کشیدن

درد می کنه، تموم دست و پام بابایی
بسکه زدن، وا نمی شه چشام بابایی

اینه حال و تقدیرم من
تو خرابه می میرم من
واسه قافله این روزا
خیلی دست و پا گیرم من

چش به راهتم بابایی ۴

وحید محمدی


401
شعر بعدی