ای پرستوی علی گو چه شده بال و پرت
ای پرستوی علی گو چه شده بال و پرت
چشم وا کن مگر افتاده علی از نظرت
تو سپر بهر علی در وسط کوچه شدی
پشت در هم سپر سینه ی تو شد پسرت
کاشکی زودتر از تو بروم تا؛بانو
خبر سوختنت را ببرم بر پدرت
دستمالی به سرت بسته ای و میسوزم
به گمانم که در سوخته خورده به سرت
حسن از غصه ی تب کردن تو تب کرده
نکند باز ب...
چشم وا کن مگر افتاده علی از نظرت
تو سپر بهر علی در وسط کوچه شدی
پشت در هم سپر سینه ی تو شد پسرت
کاشکی زودتر از تو بروم تا؛بانو
خبر سوختنت را ببرم بر پدرت
دستمالی به سرت بسته ای و میسوزم
به گمانم که در سوخته خورده به سرت
حسن از غصه ی تب کردن تو تب کرده
نکند باز ب...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
آتش به روی خانه گل ها گرفتند
شعر بعدی
از میخ خون جاری شد و دیوار لرزید
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان