ای وای ای وای گریه امونمو بریده داداش

شعر مداحی حضرت عباس (ع) | قالب زمزمه | ای وای ای وای گریه امونمو بریده داداش
متن شعر
حضرت عباس (ع) زمزمه 531

ای وای ای وای
گریه امونمو بریده داداش
از غم تو شدم خمیده داداش
پاشو ببین رنگم پریده داداش

ای وای ای وای
چیکار کنم این دم آخری که
دیگه برام نمونده لشکری که
پاشیده تر از علی اکبری که

پاشو ببین/شکسته شد برادرت
پاشو ببین/داره می لرزه خواهرت

.....

ای وای ای وای
پاشو ببین خورده گره به کارم
چطور باید بی تو دووم بیارم
چجوری این تیرا رو دربیارم

ای وای ای وای
اینقده سنگیه داداش غمت که
دارم تو کل دشت می بینمت که
نمیشه رو عبا بچینمت که

غرق به خون/تموم روی ماهته
پاشو داداش/رقیه چش به راهته

.....

ای وای ای وای
چرا هنوز لبات مثه حصیره
گریه نکن داداش دلم می گیره
پاشو ببین حسین داره می میره

ای وای ای وای
پاشو داداش نامحرما زیادن
بعد تو راه زینبو می بندن
کف می زنن دور و بر تو و من

فدا سرت/که مشک آبتو زدن
پاشو ببین/به سمت خیمه اومدن

وحید محمدی