ای عمو نرم شد از سمّ ستوران بدن من
ای عمو نرم شد از سمّ ستوران بدن من
بر سرم پای بنه تا که بود جان به تن من
کاش یوسف کنعان، پدرم بود که قاصد
ببرد در بر او شسته به خون پیرهن من
شستشو گشته ز خون قامت سروم به شهادت
دوست دارم که شود خاک بیابان کفن من
برسد کاش پیامم به جوانان مدینه
تا بدانند شده خاک بیابان وطن من
نیزه و خنجر و شمشیر و سنا...
بر سرم پای بنه تا که بود جان به تن من
کاش یوسف کنعان، پدرم بود که قاصد
ببرد در بر او شسته به خون پیرهن من
شستشو گشته ز خون قامت سروم به شهادت
دوست دارم که شود خاک بیابان کفن من
برسد کاش پیامم به جوانان مدینه
تا بدانند شده خاک بیابان وطن من
نیزه و خنجر و شمشیر و سنا...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
از شوری چشم حسودان ترس دارم
شعر بعدی
این بار طوفانی به سوی دشت، عازم بود
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان