دانلود برنامه بحارالاشعار
دفترمن

ای تو اسلام مجسّم فاطمه

شعر مداحی مدح حضرت زهرا (س) - ای تو اسلام مجسّم فاطمه - اشعار مداحی دهه فاطمیه

ای تو اسلام مجسّم فاطمه
پیش پیغمبر مکرّم فاطمه

برگی از روی تو را شبنم ندید
تاری از موی تو نامَحرم ندید

جان فدای جلوه ی افلاکی ات
آیه ی قرآن گواه پاکی ات

چلچراغِ عشق تنها نام توست
آیه ی تطهیر نورِ بام توست

ای وجودِ تو بَری از هر خطا
عطر یاسِ باغسارِ هَلْ اَتیٰ

ای معطّر جان ز عطرِ جاری ات
ای علی خُرّم ز خانه داری ات

شورِ یثرب در حجازِ تو نبود
جز علی کس همتَرازِ تو نبود

آسمان محوِ نمازِ هر شب ات
از مَلَک دل بُرده یارب یارب ات

ای بهشتِ مصطفی یا فاطمه
جان به جسمِ مرتضی یا فاطمه

قطره را آئینه ی دریا کند
هر که فرهنگِ تو را احیا کند

بهترین الگویِ زن در جامعه
با تو روشن می شود هر جامعه

زن اگر در راهِ تو برداشت گام
پیشِ اهلِ عرش دارد احترام

در مسیرِ حفظ ارزش های دین
داشتی چون لاله قلبِ آتشین

گوهرِ دین ایمن از ایمان توست
نسلِ احمد جاری از دامان توست

بر نبی هم دختر و هم مادری
افتخار عترتِ پیغمبری

حاملِ وحیِ خداوند وَدود
بارها در خانه ات آمد فرود

ای کَرامتگاه انسان کوی تو
ای منوّر آسمان از روی تو

زهره ی زهرایِ آفاقِ وجود
وسعتِ روشنگرِ غیب و شهود

هاله ی مهتابِ چشمانِ رسول
راضیه ، مرضیّه ، زهرایِ بتول

دامنت مَهدِ ولایت پرور است
بیتِ تو ، بیتِ امامت پرور است

ای ولایت را پذیرفته به جان
وی امامت را تجلّی در جهان

گلشن ات ناگه خزانی شد چرا
یاسِ رویت ارغوانی شد چرا

از چه ناگه یک جهان شیون شدی
این چنین پژمرده در گلشن شدی

ای ز اندوه تو خون چشمِ مَلک
داسِ دشمن چیده گندم از فدک

داشتند ای آفرینش را بها
سنگفرشِ کوچه ها نقشِ تو را

در میانِ کوچه ای عطرِ بهار
بر زمین افتاده بودی بی قرار

در تلاطم شد نسیمِ آب آه
پنجه ی شب بر رخِ مهتاب آه

اشکِ خود را نیلگون افشانده ای
چهره از آئینه ها پوشانده ای

تا که رویِ ماهِ تو مصدوم شد
آسمان از دیدنت محروم شد

محمود تاری "یاسر"

326
شعر بعدی