ای برادر که تویی با خبر از سوختنم
ای برادر که تویی با خبر از سوختنم
سوخت از آتش هجران رخت ،جان وتنم
آمدم این همه راه و نرسیدم به وصال
ناگزیرم که بسازم به همین سوختنم
ای طبیب دل بیمار همه ، بیمارم
شوق دیدار تو پیداست میان سخنم
به خراسان نرسیدم ولی ای جان جهان
شهر نورانی قم می شود آخر وطنم
جز وفا خواهر توهیچ ندید از مردم
بس که گل ...
سوخت از آتش هجران رخت ،جان وتنم
آمدم این همه راه و نرسیدم به وصال
ناگزیرم که بسازم به همین سوختنم
ای طبیب دل بیمار همه ، بیمارم
شوق دیدار تو پیداست میان سخنم
به خراسان نرسیدم ولی ای جان جهان
شهر نورانی قم می شود آخر وطنم
جز وفا خواهر توهیچ ندید از مردم
بس که گل ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
چشم هایم میشود دریا برای دیدنت
شعر بعدی
به شهر قم به شما غیر احترام نشد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان