ای برادر با امیدی خواهر آمد سوی تو
ای برادر با امیدی خواهر آمد سوی تو
پس چرا اینجا نمی بینم، نشان از روی تو
گرچه در مقتل نبینم، هيچ آثاری ز گل
من گلم را می شناسم، از نسیمِ بوی تو
عطرِ تو پیچیده در این قتلگاهِ غرقِ خون
بوی سیب آید، ز دشتِ جنّتِ مینوی تو
زیرِ شمشیر و سنان، داری صدایم میکنی!
این چنین قدرت بگیرم باز، از نیروی تو
...
پس چرا اینجا نمی بینم، نشان از روی تو
گرچه در مقتل نبینم، هيچ آثاری ز گل
من گلم را می شناسم، از نسیمِ بوی تو
عطرِ تو پیچیده در این قتلگاهِ غرقِ خون
بوی سیب آید، ز دشتِ جنّتِ مینوی تو
زیرِ شمشیر و سنان، داری صدایم میکنی!
این چنین قدرت بگیرم باز، از نیروی تو
...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
امشب این دشت بلا نالان است
شعر بعدی
تا گفت تشنه ام جگرم آه مردمان
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان