این گنهکار عجب سوز و نوائی دارد
این گنهکار عجب سوز و نوائی دارد
بس که در نامه ی خود جرم و خطائی دارد
غفلتش کشته، جهالت اسیرش کرده
حال تائب شده و میل رهائی دارد
شب غفران و عنایات کریمانه شده
قابل التوب سحرگاه چه گدائی دارد
دل ز نور ازلی مست سحر می گردد
فطرت پاک کجا میل جدائی دارد؟!
گر عبادت ز سر شوق بُوَد شیرین است
خَلوت ن...
بس که در نامه ی خود جرم و خطائی دارد
غفلتش کشته، جهالت اسیرش کرده
حال تائب شده و میل رهائی دارد
شب غفران و عنایات کریمانه شده
قابل التوب سحرگاه چه گدائی دارد
دل ز نور ازلی مست سحر می گردد
فطرت پاک کجا میل جدائی دارد؟!
گر عبادت ز سر شوق بُوَد شیرین است
خَلوت ن...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
من ظلمت محضم که روم رو به تباهی
شعر بعدی
از زبان همه گنهکاران
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان