این قوم بی صفت که تنت را دریده اند
این قوم بی صفت که تنت را دریده اند
تنها نه پاره پاره که بر آن دویده اند
آه ای عصای من که شکسته شدی ببین
با هلهله حساب مرا هم رسیده اند
فرقت شکسته مثل علی و به پهلویت
با نیزه ای نشانه ز زهرا نهاده اند
گرگان شام و کوفه به روی تو یوسفم
صدها هزار پنجه ز کینه کشیده اند
این لخته های خون که برون می زند علی...
تنها نه پاره پاره که بر آن دویده اند
آه ای عصای من که شکسته شدی ببین
با هلهله حساب مرا هم رسیده اند
فرقت شکسته مثل علی و به پهلویت
با نیزه ای نشانه ز زهرا نهاده اند
گرگان شام و کوفه به روی تو یوسفم
صدها هزار پنجه ز کینه کشیده اند
این لخته های خون که برون می زند علی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
هر طرف می نگرم لخته جگر ریخته است
شعر بعدی
ضربه ای آمد و فرق پسرم ریخت به هم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان