اگرچه غربت من در نگاه پنج تن است
اگرچه غربت من، در نگاه پنج تن است
پی قلافِ دو پلکم، سلاح اشک من است
تمامِ لشکرِ مژگانِ من فدای حسین
زدم به خانهء خود پرچم عزای حسین
اسیر بودم و یک لحظه کم نیاوردم
به اسم مجلس روضه، قیام ها کردم
علاج چشم پر از خون من فقط گریه است
دوای زخم شه بی کفن فقط گریه است
هنوز مضطربم، تیر می کش...
پی قلافِ دو پلکم، سلاح اشک من است
تمامِ لشکرِ مژگانِ من فدای حسین
زدم به خانهء خود پرچم عزای حسین
اسیر بودم و یک لحظه کم نیاوردم
به اسم مجلس روضه، قیام ها کردم
علاج چشم پر از خون من فقط گریه است
دوای زخم شه بی کفن فقط گریه است
هنوز مضطربم، تیر می کش...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
شهر رفته به خواب کشت تو را
شعر بعدی
گاهی برای داغ خواهر گریه کردم
فهرست
اشعار
روضه امام سجاد (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان