امد اما غرق آتش بود از کردارخویش
امد اما غرق آتش بود از کردارخویش
آشکارا حال خود می گفت با رفتار خویش
در دلش بیم و امیدی زنده شد از نار و نور
باخودش اندیشه می کرد از گناه و عار خویش
چشم خود را بسته بود و یگ نگاه تازه داشت
در خیالش هی ورق می زد کتاب کار خویش
دست می شست از هر انچه پایبستش می نمود
از مقام و منصب و از درهم و دی...
آشکارا حال خود می گفت با رفتار خویش
در دلش بیم و امیدی زنده شد از نار و نور
باخودش اندیشه می کرد از گناه و عار خویش
چشم خود را بسته بود و یگ نگاه تازه داشت
در خیالش هی ورق می زد کتاب کار خویش
دست می شست از هر انچه پایبستش می نمود
از مقام و منصب و از درهم و دی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
شرمسار از اینکه راهت را گرفتم آمدم
فهرست
اشعار
روضه حضرت حر (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان