افتاده بودی از نفس بال و پرت می سوخت
افتاده بودی از نفس بال و پرت می سوخت
در شعله های زهر از پا تا سرت می سوخت
خون دل تو طشت را باغ شقایق کرد
هر آه کز دل می کشیدی حنجرت می سوخت
چل سال از آن ماجرای تلخ بگذشته
اما به یاد کوچه قلب مضطرت می سوخت
لرزیدی و دیدی در آن بلوای نافرجام
که پشت در چادر نماز مادرت می سوخت
از بسکه طاقت سوز بو...
در شعله های زهر از پا تا سرت می سوخت
خون دل تو طشت را باغ شقایق کرد
هر آه کز دل می کشیدی حنجرت می سوخت
چل سال از آن ماجرای تلخ بگذشته
اما به یاد کوچه قلب مضطرت می سوخت
لرزیدی و دیدی در آن بلوای نافرجام
که پشت در چادر نماز مادرت می سوخت
از بسکه طاقت سوز بو...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
همیشه آسمان بارانی چشم ترش بوده
شعر بعدی
ای امام صبر صبرت را سلام
فهرست
اشعار
روضه امام حسن (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان