دانلود برنامه بحارالاشعار

اشعار مداحی ورود حضرت معصومه به قم

گلچین اشعار مداحی ورود حضرت معصومه به شهر قم ، این اشعار مناسب مدح و توسط به حضرت معصومه سلام الله علیها است


شعر ورود حضرت معصومه به شهر قم

سلام بر تو که اسطوره ی حجاب شدی
جواب های سؤالات بی جواب شدی
سلام بر تو که در آسمان علم و ادب
شعاع نور شدی مثل یک شهاب شدی
به خاک کشور ایران دو نور تابان شد
رضا چو شمس شموس و تو آفتاب شدی
برای یاری دین و امام عصر خودت
شبیه عمه ی خود پای در رکاب شدی
ز بس که دست کریمت گره گشایی کرد
برای نام کریمه تو انتخاب شدی
برای شأن تو این واژه تا ابد کافی ست
رضا حسین شد و زینبش حساب شدی
خدا کند بنویسی مرا به نوکری ات
تو دختری ولی عالم فدای مادری ات
نگاه مرحمتی کن به این گدا بی بی
بده به حق رضا حاجت مرا بی بی
میان صحن تو جارو به دست میگیرد
برای خادمی ات صاحب عصا بی بی
قسم به جان خودم جبرئیل می میرد
اگر که پر نزند دور این سرا بی بی
پی زیارت زهرا به قم سفر نکنم
بگو کجا بروم من بگو کجا بی بی
مراجع و علما حلقه دور تو بستند
برای اینکه تویی باب علم ها بی بی
غمی نمانده برای اهالی ایران
دمشق ما توئی و کربلا رضا بی بی
غمی که سوخت دلت را شرار زهر نبود
تو از دیار خود افتاده ای جدا بی بی
تو آمدی که انیس دل رضا بشوی
تو آمدی که در ایران بزرگ ما بشوی
مرا خدات نوشته برای نوکری ات
برای بال زدن در هوای زائری ات
از آن زمان که به موسی بن جعفرت دادند
رضا همیشه بنازد به مهر خواهری ات
تو آمدی که سپاه برادرت باشی
رواست اینکه بنازد به این دلاوری ات
زبس مقام تو بالاست آفریننده ت
نیافت هیچ کسی را برای همسری ات
گل همیشه بهار امام هفتم ما
دلم شکسته برای خزان پرپری ات
اگرچه درد فراق آتش است و میسوزد
ولی نسوخت تمام دل کبوتری ات
مرا ببخش ولیکن در این مسیر خطیر
نرفت دست پلیدی به سمت روسری ات
ولی امان ز دل کوثر امام حسین
ز پنجه ها و سر دختر امام حسین

شاعر : مهدی نظری


متن مداحی حضرت معصومه در قم

آمدی و حق بده چشمان ما حیران شود
مقدم زهرایی تو خوب گل باران شود

یا خلیله آمدی در حیرت این دشت داغ
تا کویر تشنه ی قم خانه ی رضوان شود

تاهمیشه معجزه با چشم هایت ممکن است
باید انسان با نگاه لطفتان انسان شود

مطمئناً هرکسی چشمش به ایوان تو خورد
دردهای بی دوایش یک به یک درمان شود

خوشبحال شاعری که با شما همسایه است
خط به خط اشعار او شیرین تر از سوهان شود

باید از "قم" قلب خود را راهی "مشهد"کند
عاشقی که قصد کرده زائر سلطان شود

لطف کردی بانوی رحمت که از شب تا سحر
خاکبوس مقدم تو خطّه ی ایران شود

یا کریمه محضر تو عرض حاجت می کنم
با همین عرض ادب دارم عبادت می کنم

اسماعیل شبرنگ


شعر مداحی برای ورود حضرت معصومه به قم

دوباره آمده ام شعرِ تــازه می خواهم
برایِ عرضِ ارادت اجــازه می خواهم

سکـوتِ شب زده ام را مـرور کن بانـو
بیا و بیــتِ مـرا بیــتِ نــــور کن بانــو

ببین که از همه ی شهر خسته آمده ام
کبوتری شده ام ، پَر شِکســته آمده ام

به نورِ گنبدِ خورشیدی ات قسم ای ماه
که ماه هم شده وابسته ی حرم ای ماه

سپیدبخت شود هر که رو سیاهِ شماست
خوشا به حالِ کلاغی که در پناهِ شماست

کریمـه ای و به اســمِ شما کَـرَم خورده ست
که خضر آبِ حیات از همین حرم خورده ست

کریمه ، فاطمه ، معصومه رونوشتِ خداست
درِ بهشت نه ... اینجا خودِ بهشـــتِ خداست

غدیــــر را به خُـم آورده است ایــن بانــــو
مدیــــنه را به قـم آورده است ایــن بانــــو

درِ شِفـــاء و شِفاعت در این حرم باز است
عصایِ حضرتِ موسی به وقتِ اعجاز است

........

علیمه ای که برایش قضــا ، مُقـدّر بود
پــدر فدایِ همین نازدانـه دختــــر بود

رضایِ او به رضایِ رضا گِره می خورد
همیشــه کـارِ دلــش با دلِ بــــرادر بود

شبیهِ فاطمه دورِ سرِ علـی می گشــت
و خواهرانـه برایش شبیــهِ مـــادر بود

دوباره حادثه تکــرار شد ... برادر رفت
دوباره بدرقه اش اشک هایِ خواهر بود

حسین رفت خراسـان و زینب آمد قم
فقط حکایتِ این قصّه شکلِ دیگر بود

ز بــام ها همه گُل ریختند بر ســـرِ گُل
مرامِ شهرِ قم از شهرِ شــام بهتـــر بود

..............

کنارِ محملِ خورشید سایبــــان بودند
چقدر مردمِ این شهر مهربــــان بودند

به جایِ هلهله بانگِ سلام بــود و درود
به دست های همه جایِ گِل گُلایل بود

به شوقِ آمدنش چشمه ها گلاب شدند
زنان برایِ قدم هــایِ او رِکـــاب شدند

مبــاد سایه ی خورشید را ببیند شــب
مبــاد قم بشود شـــام ، فاطمه زینــب

خرابه ها نشود منــزلِ بهشـــتِ خــدا
خدا نکرده مبادا دوباره طشــتِ طلا...

ولی نه...دست به دست از تبارِ سلمانیم
به پایِ غُربتِ این خــانواده می مانیم

هزار شکر در این خاک آسمــان داریم
کنارِ حضرتِ معصومه جمکران داریم

برایِ راهِ ظهورش زمیــنه می سازیم
شبیهِ قم حرمی در مدینه می سازیم

ابراهیم زمانی قم


گلچین مداحی حضرت معصومه

سپهر دین را تویی ماه تمام
چو مادرت فاطمه صاحب مقام
بر لب شیعیان بود این پیام
عمه سادات علیک السلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

چوفاطمه حبیبه ی داوری
ازنسب فاطمه و حیدری
تو دختر موسی بن جعفری
تو تالیِ فاطمه ای یک کلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

در این جهان تو فاطمه صولتی
تو صاحب عزتی و شوکتی
روز جزا شفیعه ی امتی
فاطمه سیرتی و زینب مرام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

معصومه ای و خواهر رضایی
مظهر جود و کرم و سخایی
تو فاطمه همه امید مایی
عمه و دخت و خواهری بر امام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

گلی زگلشن ولایت هستی
تو نورشمسه ی هدایت هستی
سرتا به پا لطف و عنایت هستی
رحمت و جود تو بود مستدام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

چوعمه ات کوه شهامتی تو
جان سخا ،روح کرامتی تو
در کرم و جود قیامتی تو
از تو رسد به شیعه فیض مدام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

خدا نهاده مهر تو در سرشت
عجین شده حب تو با سرنوشت
شهر قم از ورود تو شد بهشت
اهالی قم به تو کرد احترام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

خانه ی دلها ز تو آباد شد
قلب محبان زغم آزاد شد
شهر قم از آمدنت شاد شد
وقت ورود تو شده ازدهام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

شهر قم از تو بوی زهرا گرفت
مهر تو در سینه ی ما جا گرفت
حوزه علمیه ز تو پا گرفت
دین خدا از تو گرفته قوام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

از حرم تو ره سوی جنت است
دارالشفای همه ی امت است
مهرو ولای تو به دل عزت است
گرفتم از جام ولای تو کام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

بحر شرف را تویی چون درناب
مظهر استقامتی و حجاب
با تو شود دعای ما مستجاب
به درد ما نگاه تو التیام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

ما همگی ریزه خور خوان تو
شرمنده ی لطف تو احسان تو
کرم نمودی شده مهمان تو
عطروبوی تو می رسد بر مشام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

زجام کوثر تو جرعه نوشم
مهر تو را به کس نمی فروشم
(رضایم) وغلام حلقه گوشم
به درگه تو بانو هستم غلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

رضا یعقوبیان


سفر عشق میروی بانو

سفر عشق میروی بانو
نگران برادرت هستی

چادر فاطمه به سر داری
المثنای مادرت هستی

محملت با وقار می آید
عطر ناب بهار می آید

از مسیری که میروی به به
شاخه ی گل به بار می آید

آسمان ها رکاب محملتان
همه اختران کنار تواند

غم نامحرمی نداری تو
همه محرمان کنار تواند

میروی بی قرار تا دل مَرو
شاهدی بر غدیر خم باشی

دختر حضرت اجابت ها
قسمت این بود اهل قم باشی

چقدر احترام می کردند
به حضورت سلام می کردند

شیعیان علی به استقبال
گل نثارت ز بام می کردند

زیر دِین برادرت بودند
خرج راهت مرام می کردند

پدر و مادران به غیر از خود
کودکان را غلام می کردند

خانه ها بود و انتخاب شما
مَردُمش هر کدام می کردند

سر راهی که اشترت می رفت
چقدر ازدحام می کردند

به نشان ادب به محضرتان
همه باهم قیام می کردند

همه از محضر مقدستان
پرس و جو از امام می کردند

تا کسالت سراغتان آمد
دیده تر التیام می کردند

تو ندیدی چه ظلم هایی بر
عشق تو آن امام می کردند

عمه ی بی قرارتان دیده
کار شَه را تمام می کردند

تو ندیدی مرا چگونه ز تو
با چه حالی جدام می کردند

بعد تو زینب تو را با زور
با سنان هم کلام می کردند

جگر پاره پاره من را
با سرت التیام می کردند

محمد حبیب زاده


رویت در قم عیان گردید

رویت در قم عیان گردید
بر شیعه ارمغان گردید
هدیه ای جاودان گردید
قم گردیده جای تو
آمدی و قم ز تو صفا دارد
ز مقدمت قم حال و هوا دارد
( معصومه جانم )۲ خوش آمدی در قم(۲)

آمدی سوی شهر قم
از تو شد بوی شهر قم
عطر دلجوی شهر قم
تو در قم خوش آمدی
آمدی با تو محشر شده در قم
نور خدا جلوه گر شده در قم
( معصومه جانم ) ۲خوش آمدی در قم

با تو قم شده چون جنت
مهر و حبت بود عزت
هستی تو شافع امت
از لطف خدای تو
حریم پاکت دارالشفای ماست
ولایت تو رمز بقای ماست
( معصومه جانم ) ۲خوش آمدی در قم

بر موسی تویی دردانه
قم ازتوشده گلخانه
تو شمعی همه پروانه
بر لبها نوای تو
صحن و ضریحت بهشت هر شیعه است
زائر تو تا روز جزا بیمه است
( معصومه جانم ) ۲خوش آمدی در قم

تو گل از باغ طاهایی
تو نور دل زهرایی
بانو کعبه ی دلهایی
دست من به دامنت
آمدی و قم ز تو گرفت عزت
مردم قم با تو کرده‌اند بیعت
( معصومه جانم ) ۲خوش آمدی در قم

رضا یعقوبیان


در شهر قم غوغا شد نور خدا پیدا شد

در شهر قم غوغا شد
نور خدا پیدا شد
شهر‌قم امروز شده وادی طور
از مقدم معصومه غرق سرور
معصومه آمد(۴)

شیعه شده شادمان
معصومه شد گل باران
از سپهر ولایت کوکب آمد
در شهر قم ثانی زینب آمد
معصومه آمد(۴)

مردم قم در شادی
گوید چنین منادی
آیینه ی زهرا نما آمده
معصومه ی اخت الرضا آمده
معصومه آمد(۴)

یار و حبیب آمده
بر ما طبیب آمده
آمد ماهی بی مثل و بی قرینه
فاطمه ی معصومه از مدینه
معصومه آمد(۴)

از بند غم آزادم
از مقدم تو شادم
ای که همچون زهرا خیر کثیری
گشته مهمان تو دستم بگیری
معصومه آمد(۴)

رضا یعقوبیان


مردم قم از قدوم فاطمه غرق سرور

مردم قم از قدوم فاطمه غرق سرور
شهر قم از مقدمش گشته پر از شادی و شور
آمده شمس الضحی - آمده اخت الرضا
فاطمه خوش آمدی(۴)

آمده درشهرقم آیینه ی زهرا نما
گل بریزند زیر پای فاطمه اخت الرضا
قم شده وادی طور - از قدومش در سرور
فاطمه خوش آمدی(۴)

تا که آمد شهر قم روشن شده چشم همه
گشته گلباران سر و روی عزیز فاطمه
آمده یار و حبیب - درد ما را او طبیب
فاطمه خوش آمدی(۴)

در سپهر دین و آیین محمد کوکب است
تالی زهرا بود در خلق و خو چون زینب است
هر دلی شادان شده - شهر قم رضوان شده
فاطمه خوش آمدی(۴)

دردمندان را بگو دارو و درمان آمده
خواهر مظلومه ی شاه خراسان آمده
کوی او دارالشفاست - دردها امشب دواست
فاطمه خوش آمدی(۴)

او گل باغ ولا و کعبه ی دلها بود
زائر معصومه همچون زائر زهرا بود
او سراپا رحمت است - مرقد او جنت است
فاطمه خوش آمدی(۴)

رضا یعقوبیان

379
شعر بعدی