اسیر دست صیادم تنم زخمی اغیار است
اسیر دست صیادم ، تنم زخمی اغیار است
عزیز خانه ی زهرا ، میان کوی و بازار است
ز هر جا رد شدم آتش،به روی چادرم افتاد
در این شام بلا زینب، بدون یاور و یار است
امان از رقص و شادی ها ،کنار نیزه ی سقا
مزن سنگ جفا بر ما، که این دلها عزادار است
ندارم طاقت صحبت ، ز اعمال یهودی ها
ز بام خانه ها سنگ و ز کوچ...
عزیز خانه ی زهرا ، میان کوی و بازار است
ز هر جا رد شدم آتش،به روی چادرم افتاد
در این شام بلا زینب، بدون یاور و یار است
امان از رقص و شادی ها ،کنار نیزه ی سقا
مزن سنگ جفا بر ما، که این دلها عزادار است
ندارم طاقت صحبت ، ز اعمال یهودی ها
ز بام خانه ها سنگ و ز کوچ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
یک طرف چندین اسیرِ خسته بین سلسله
شعر بعدی
کار ما گرچه به جز گریهی پیوسته نبود
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان