از سقا که خبری نرسیده

شعر مداحی حضرت علی اصغر (ع) | قالب زمینه | از سقا که خبری نرسیده
متن شعر
حضرت علی اصغر (ع) زمینه 495

از سقا که، خبری نرسیده
انگار از دور، با یه قد خمیده
بابا برگشت، با یه رنگ پریده

بمیرم که، زبون دور، لب خشکت، میگردونی
یه حسی هی، بهم میگه، دیگه پیشم، نمی مونی

عمو دیگه بر نمی گرده
پس دیگه ای چاره ای ندارم
دارم میرم از توی خیمه
لباس مشکیمو بیارم

فدای زخم روی لب هات
لبای کوچیکتو واکن
حالا که نزدیک خدایی
برای مادرت دعا کن

.....

بابا برگشت، ولی با چش گریون
لب هات خشکه، ولی با لب خندون
واسه یاری، میری تو دل میدون

دلم می خواس، یه بارم که، شده به من، بگی مادر
مراقب باش، یه وقت زخمی، نشه بابا، علی اصغر

به عمه زینبت سپردم
مثل عمو ببنده روتو
ایشالا حرمله نبینه
سفیدی زیر گلوتو

فدای زخم روی لب هات
لبای کوچیکتو واکن
حالا که نزدیک خدایی
برای مادرت دعا کن

....

تا تیر اومد، به گلو به سه جا خورد
بابا گریون، تو رو زیر عبا برد
دیگه این سر، روی نیزه چرا خورد

می خواستم که، ببوسم اون، لب خشکو، دم آخر
می خواستم که، نیفتی از، نوک نیزه، نشد مادر

چشای خشگلت رو وا کن
یه کم به مادرت نگا کن
حالا که رفتی روی نیزه
مادرتو خیلی دعا کن

فدای زخم روی لب هات
لبای کوچیکتو واکن
حالا که نزدیک خدایی
برای مادرت دعا کن

وحید محمدی