از سر شب غربت و دلشوره ام بسیار شد
از سرِ شب، غربت و دلشوره ام بسیار شد
غصه ی یک عمر، بین سینه ام انبار شد
خواب بودم، غافل از احوال خود، تا ناگهان
با صدای ناله ای محزون، دلم بیدار شد
ناله می فرمود: یا عَطشان... بُنیَّ یاحسین
از همین ناله، دو چشم عرشیان خونبار شد
چشم وا کردم لباسی غرق خون دیدم به عرش
تا نظر کردم بر آن، از...
غصه ی یک عمر، بین سینه ام انبار شد
خواب بودم، غافل از احوال خود، تا ناگهان
با صدای ناله ای محزون، دلم بیدار شد
ناله می فرمود: یا عَطشان... بُنیَّ یاحسین
از همین ناله، دو چشم عرشیان خونبار شد
چشم وا کردم لباسی غرق خون دیدم به عرش
تا نظر کردم بر آن، از...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
محرم شد و بی قرار حسینم
شعر بعدی
بیا ای شیعه عاشق نوا کن فصل ماتم شد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان