از بس نفس نفس زدی ای ماه دلربا
از بس نفس نفس زدی ای ماه دلربا
چون شمع سوختی و نداری دگر صدا
پنجه به گیسوی تو گره خورد قاسمم
دست عدو به کاکل تو گشته آشنا
لرزید دست و پای من از دیدنت،که تو
در زیر دست و پا زده ای سخت دست و پا
از خیمه گر نیامده عمه،دلیل داشت
در بین خیمه بود به دنبال یک عبا
تسبیح پاره پاره ی من بود اکب...
چون شمع سوختی و نداری دگر صدا
پنجه به گیسوی تو گره خورد قاسمم
دست عدو به کاکل تو گشته آشنا
لرزید دست و پای من از دیدنت،که تو
در زیر دست و پا زده ای سخت دست و پا
از خیمه گر نیامده عمه،دلیل داشت
در بین خیمه بود به دنبال یک عبا
تسبیح پاره پاره ی من بود اکب...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
چشمم از داغ تو ای لالهی من دریا شد
شعر بعدی
سیزده ساله من من بفدای سخنت
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان