از بسکه بغض مانده میان گلوی تو
از بسکه بغض مانده، میان گلوی تو
زهرِ هَلاهِل است فقط، چاره جوی تو
با هر کسی که حالِ دلت را سؤال کرد
تنها سکوت بود، رهِ گفتگوی تو
زهری که بابِ رازِ چهل ساله را گشود
برداشت پرده، از دو لبِ رازگوی تو
آن باغِ لاله نه، جگرِ پاره پاره بود
می دید خواهرت، ثمرِ آرزوی تو
راحت شدی، ز دیدنِ روی مغیره و
قنف...
زهرِ هَلاهِل است فقط، چاره جوی تو
با هر کسی که حالِ دلت را سؤال کرد
تنها سکوت بود، رهِ گفتگوی تو
زهری که بابِ رازِ چهل ساله را گشود
برداشت پرده، از دو لبِ رازگوی تو
آن باغِ لاله نه، جگرِ پاره پاره بود
می دید خواهرت، ثمرِ آرزوی تو
راحت شدی، ز دیدنِ روی مغیره و
قنف...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
شمشیر تو اگر چه درون نیام بود
فهرست
اشعار
روضه امام حسن (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان