از آنروزی که چشمم را درین غمخانه وا کردم
از آنروزی که چشمم را درین غمخانه وا کردم
نگاه خویش را ، با گنبد تو آشنا کردم
غمی که جای خود را در درون سینه وا می کرد
چو دیدم گنبدت را ، از دلم او را جدا کردم
شدم چون پای بند گنبد و صحن و سرای تو
دلم را از گرفتاری این دنیا رها کردم
ضریح دلنوازت شد انیس و مونس جانم
که کم کم دردهایم را در آغوشت دوا...
نگاه خویش را ، با گنبد تو آشنا کردم
غمی که جای خود را در درون سینه وا می کرد
چو دیدم گنبدت را ، از دلم او را جدا کردم
شدم چون پای بند گنبد و صحن و سرای تو
دلم را از گرفتاری این دنیا رها کردم
ضریح دلنوازت شد انیس و مونس جانم
که کم کم دردهایم را در آغوشت دوا...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
هیچ مصداقی ندارد مرقدت الا بهشت
شعر بعدی
قم اگر شد عش آل مصطفی و امتش
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان