از آشيان سوخته پر زد كبوترم
از آشيان سوخته پر زد كبوترم
اين درد با كه گويم و اين غم كجا برم
ياد آورم ز كوچه و سيلى و ميخ در
و از خاطرات غنچه نشكفته پرپرم
با دست بسته كاش نمىديدم اى خدا
مىزد مغيره فاطمه را در برابرم
خون مى چكد ز ديده گلميخ در هنوز
شرمنده است از من و پهلوى همسرم
ديوار و در حكايت تنهايى من است
...
اين درد با كه گويم و اين غم كجا برم
ياد آورم ز كوچه و سيلى و ميخ در
و از خاطرات غنچه نشكفته پرپرم
با دست بسته كاش نمىديدم اى خدا
مىزد مغيره فاطمه را در برابرم
خون مى چكد ز ديده گلميخ در هنوز
شرمنده است از من و پهلوى همسرم
ديوار و در حكايت تنهايى من است
...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
شب است و آسمانى پر ستاره
شعر بعدی
هر لحظه هی می بیند او مسمار آن در را
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان