ازبين موج خون گهرم رابياوريد
ازبين موج خون گهرم رابياوريد
جان زجان عزيزترم را بياوريد
طوفان غم به جان ودلم موج می زند
آرام جان شعله ورم را بياوريد
شمعم كه سوخته ازپانشسته ام
پروانه ی شكسته پرم رابياوريد
چون آفتاب سُرخ پرازشعله ام هنوز
ای هاشمی رُخان،قمرم رابياوريد
ماباهميم همسفر ازفرش تا به عرش
ازبين راه همسفرم را بياوريد
...
جان زجان عزيزترم را بياوريد
طوفان غم به جان ودلم موج می زند
آرام جان شعله ورم را بياوريد
شمعم كه سوخته ازپانشسته ام
پروانه ی شكسته پرم رابياوريد
چون آفتاب سُرخ پرازشعله ام هنوز
ای هاشمی رُخان،قمرم رابياوريد
ماباهميم همسفر ازفرش تا به عرش
ازبين راه همسفرم را بياوريد
...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
آینه دار شکوه است علی جانِ حسین
شعر بعدی
گریه کردم به تو و از تو نوایی نرسید
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان