اربعين داغ ثارالله شد
اربعين داغ ثارالله شد
آفرينش غرق اشك و آه شد
از سر بام فلك خون مىگذشت
لحظهها سنگين و محزون مىگذشت
پيرمردى شد به شور و زمزمه
زائر قبر حسين فاطمه
گرچه نابينا دلى آگاه داشت
بس ارادت ها به آل الله داشت
جابر آن روشن دل روشن ضمير
با عطيه گفت : دستم را بگير
غسل كرد و بست احرام وفا
قتلگاه و علقمه سعى صفا...
آفرينش غرق اشك و آه شد
از سر بام فلك خون مىگذشت
لحظهها سنگين و محزون مىگذشت
پيرمردى شد به شور و زمزمه
زائر قبر حسين فاطمه
گرچه نابينا دلى آگاه داشت
بس ارادت ها به آل الله داشت
جابر آن روشن دل روشن ضمير
با عطيه گفت : دستم را بگير
غسل كرد و بست احرام وفا
قتلگاه و علقمه سعى صفا...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
برادر غریب من من زینب هستم
شعر بعدی
گرچه تقدیر دل این شد به حرم تا نرود
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان