دانلود برنامه بحارالاشعار

آیینه دار زینب و زهرا رقیه

شعر مداحی روضه حضرت رقیه (س) - آیینه دار زینب و زهرا رقیه

آیینه دار زینب و زهرا رقیه
کوچکترین انسیة الحورا رقیه

پشت سرش بی شک دعای پنج تن بود
آدم اگر می گفت اول یا رقیه

خورشید در منظومه‌ی عشق حسینی
صد سال نوری راه دارد تا رقیه

سنش اگر کم هم طراز انبیا بود
مانند کوثر آیت العظمی رقیه

جا داشت روی شانه‌ی کعبه اباالفضل
جا داشت روی شانه‌ی سقا رقیه

آرام تر از هر زمانی بود اصغر
می خواند تا بالا سرش لالا رقیه

پا بر مغیلان می نهد اما محال است
روی سر موری گذارد پا رقیه

این طفل بی آزار را آزار دادند
زجر بدی را دید در دنیا رقیه

زینب ز پا افتاد وقتی دید در راه
طفلان همه بر ناقه اند اِلّا رقیه

مقتل که می خواندم شبی با خویش گفتم
پیدا نمی شد کاش در صحرا رقیه

وقتی که پیدا شد خمیده راه می رفت
شد پیرتر از زینب کبری رقیه

حتی در اوج ضعف هم چیزی نمیخواست
جز دست گرم و بوسه‌ی بابا رقیه

دیدار حاصل شد ولی دستی نیامد
تنها سر آمد دیدنش اما رقیه...

حیرت زده پرسید عمه این سر کیست؟
یاللعجب نشناخت بابا را رقیه!

خود را مرتب کرد تا در چشم بابا
باشد همان دردانه‌ی زیبا رقیه

از بوسه اش جان میگرفت، اینبار اما
جان داد با بوسیدن لب ها رقیه

علی ذوالقدر

307
شعر بعدی