دانلود برنامه بحارالاشعار

آه از غمی که هست و ز غم پروری که نیست

شعر مداحی روضه حضرت زهرا (س) - آه از غمی که هست و ز غم پروری که نیست - اشعار مداحی دهه فاطمیه

آه از غمی که هست و ز غم پروری که نیست
ازسنگری که هست و ز هم‌سنگری که نیست

طفلان من به نان وغذا لب نمی‌زنند
گیرم که سفره پهن شده، مادری که نیست

زینب نشسته اشک مرا پاک می‌کند
کوثر شده به جای همان کوثری که نیست

شُستیم خون مانده به دیوار را ولی..
از خاطرم چگونه رَوَد آن دری که نیست؟

من در اتاق، سوم و هفتم گرفته‌ام
دراین محل برای تو چشم تری که نیست

از من حسین قول زیارت گرفته است
ازدیدن تو آرزوی بهتری که نیست
**
وقتی تو و حسین نشستید در تنور
زینب نشسته چشم براه سری که نیست

یک روز داغ چادر خاکی مرا شکست
یک روز هم مصیبت آن معجری که نیست


شاعر: حسین قربانچه و سیدپوریا هاشمی

312
شعر بعدی