آه ازآن لحظه که مهر عالمین
آه ازآن لحظه که مهر عالمین
سرورآزادگان دین حسین
همچوموجی با دل دریائی اش
تکیه زد برنیزۀ تنهائی اش
سنگ دل مردی به سنگی چنگ زد
بر جبین اطهر او سنگ زد
جبهۀ نورانی اورا شکست
قطره های خون به رخسارش نشست
تا بلا نازل نگردد برزمین
خواست آن خون را بگیرد ازجبین
من نگویم پیرهن بالا زد او
چون شرر بر عالم ا...
سرورآزادگان دین حسین
همچوموجی با دل دریائی اش
تکیه زد برنیزۀ تنهائی اش
سنگ دل مردی به سنگی چنگ زد
بر جبین اطهر او سنگ زد
جبهۀ نورانی اورا شکست
قطره های خون به رخسارش نشست
تا بلا نازل نگردد برزمین
خواست آن خون را بگیرد ازجبین
من نگویم پیرهن بالا زد او
چون شرر بر عالم ا...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای بی پناه کربلا در بین گودال
شعر بعدی
نگران بودم از این لحظه و آمد به سرم
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان