آهی کشید و صورت خود استتار کرد
آهی کشید و صورت خود استتار کرد
با یک اشاره هم طلب اعتذار کرد
می خواست دم نیاورد و سیل حادثه
یکباره پرده های دلش را کنار کرد
با سرفه ای شبیه سبویی شکسته شد
خون از لبش جهید و غمش را هزار کرد
هر سرفه می شکافت دلش را چو خنجری
خون طشت را شبیه گل و لاله زار کرد
آرام می نمود ولی ضجه ای دگر
تاثیر زهر را...
با یک اشاره هم طلب اعتذار کرد
می خواست دم نیاورد و سیل حادثه
یکباره پرده های دلش را کنار کرد
با سرفه ای شبیه سبویی شکسته شد
خون از لبش جهید و غمش را هزار کرد
هر سرفه می شکافت دلش را چو خنجری
خون طشت را شبیه گل و لاله زار کرد
آرام می نمود ولی ضجه ای دگر
تاثیر زهر را...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
زنده جاوید کیست کشته زهر جفا
شعر بعدی
زهر کینه جان رسانده بر لبم
فهرست
اشعار
روضه امام حسن (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان