آهسته آمدی که دلم را خبر کنی
آهسته آمدی که دلم را خبر کنی
سهم مدام جام مرا بیشتر کنی
از راه آمدی که زمین را جلا دهی
عطری دوباره بر نجف و کربلا دهی
ای آفتاب شوق و صفا و امید و جود
ای آنکه آمد و دل ارباب را ربود
بازوی کوچکت خبر از ذوالفقار داشت
زلفت برای هر سر و سردار دار داشت
امشب شب تلاوت قرآن سرمدی است
چشم حسین مات جمالی محمدی...
سهم مدام جام مرا بیشتر کنی
از راه آمدی که زمین را جلا دهی
عطری دوباره بر نجف و کربلا دهی
ای آفتاب شوق و صفا و امید و جود
ای آنکه آمد و دل ارباب را ربود
بازوی کوچکت خبر از ذوالفقار داشت
زلفت برای هر سر و سردار دار داشت
امشب شب تلاوت قرآن سرمدی است
چشم حسین مات جمالی محمدی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
کدام آینه اش را برابرت بگذارد
شعر بعدی
امشب از هر سو دلم مرغ علي اكبر شود
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان