آفتاب غرور ایلت را
آفتاب غرور ایلت را
با نگاهت به جنگ شب بردی
زخم های جمل دهان وا کرد
تا که نام «علی» به لب بردی
تا که حرف ِعلی وسط آمد
تازه شد داغ نهروانی ها
دشنه دردست، درکمین بودند
فتنه ها،کینه ها،تبانی ها
مکرصفین نقشه ای رو کرد
تا دوباره سقیفه بُرد کند
لشگرکوفه کوچه ای وا کرد
تا علی را دوباره خُرد کند
کوفه ازخشکی ...
با نگاهت به جنگ شب بردی
زخم های جمل دهان وا کرد
تا که نام «علی» به لب بردی
تا که حرف ِعلی وسط آمد
تازه شد داغ نهروانی ها
دشنه دردست، درکمین بودند
فتنه ها،کینه ها،تبانی ها
مکرصفین نقشه ای رو کرد
تا دوباره سقیفه بُرد کند
لشگرکوفه کوچه ای وا کرد
تا علی را دوباره خُرد کند
کوفه ازخشکی ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر بعدی
همین که در وسط معرکه پسر افتاد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان